تجمع فرهنگیان شاهرود به روایت تصویر
ساعت ٤:۱٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ اسفند ،۱۳٩۳   کلمات کلیدی: تجمع فرهنگیان شاهرود ،فرهنگیان شاهرود ،آموزش وپرورش

امروز یکشنبه 1393/12/10 فرهنگیان شاهرود برای دومین بار دست به تجمع اعتراض آمیزی در مقابل اداره آموزش وپرورش زدند


 
بوی سیب
ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٥ بهمن ،۱۳٩۳   کلمات کلیدی: بوی سیب ،عاشورا ،حماسه حسینی ،بیان احساسات

بوى سیب

در چاووش خوانیهاى زائران کربلا مى‏گفتند:«ز تربت‏شهدا بوى سیب مى‏آید».نیزمعروف است کسانى که صبح زود به زیارت کربلا بروند،بوى سیب بهشتى استشمام‏مى‏کنند.این سخن ریشه حدیثى دارد.در بحار الانوار چنین آمده است:

روزى امام حسن و امام حسین‏«ع‏»به حضور پیامبر رسیدند،در حالى که جبرئیل هم‏نزد رسول خدا بود.این دو عزیز،جبرئیل را به‏«دحیه کلبى‏» (3) تشبیه کرده و دور اومى‏چرخیدند. جبرئیل هم چیزى در دست داشت و اشاره مى‏کرد.دیدند که در دست‏جبرئیل یک سیب،یک گلابى و یک انار است.آنها را به‏«حسنین‏»داد.آن دو خوشحال‏شدند و با شتاب نزد پیامبر دویدند.پیامبر آنها را گرفت و بویید و فرمود:ببرید نزد پدر ومادرتان.آن دو نیز چنان کردند. میوه‏ها را نخوردند تا آنکه پیامبر«ص‏»هم نزد آنان رفت وهمگى از آنها خوردند،ولى هر چه مى‏خوردند،میوه‏ها باز باقى بود.تا آنکه پیامبر از دنیارفت.امام حسین‏«ع‏»نقل مى‏کند که در ایام حیات مادرمان فاطمه‏«ع‏»تغییرى در میوه‏هاپیش نیامد،تا آنکه فاطمه از دنیا رفت،انار ناپدید شد و سیب و گلابى مانده بود.با شهادت‏على‏«ع‏»گلابى هم ناپدید شد و سیب به همان حالت باقى ماند.امام حسن‏«ع‏»مسموم وشهید شد و سیب همچنان باقى بود تا روزى که(در کربلا)آب را به روى ما بستند.من‏هر گاه تشنه مى‏شدم آن را مى‏بوییدم،سوز عطش من تسکین مى‏یافت.چون تشنگى‏ام‏شدت یافت،بر آن دندان زدم و دیگر یقین به مرگ پیدا کرده بودم.

امام سجاد«ع‏»مى‏فرماید:این سخن را پدرم یک ساعت قبل از شهادتش فرمود.چون‏شهید شد، بوى سیب در قتلگاه به مشام مى‏رسید.دنبال آن گشتیم و اثرى از سیب نبود،ولى بوى آن پس از حسین‏«ع‏»باقى بود.قبر حسین را زیارت کردم و دیدم بوى آن سیب‏از قبر او به مشام مى‏رسد.پس هر یک از شیعیان ما که زیارت مى‏کنند،اگر بخواهند آن رابشنوند،هنگام سحر در پى زیارت بروند،که اگر مخلص باشند،بوى آن سیب را استشمام‏مى‏کنند.(4)

-اعیان الشیعه،ج 1 ص 601


 
تجمع فرهنگیان شاهرود
ساعت ٩:۳٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱ بهمن ،۱۳٩۳   کلمات کلیدی: تجمع فرهنگیان شاهرود ،شهرستان شاهرود


 
تجمع فرهنگیان شاهرود
ساعت ۸:٥٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱ بهمن ،۱۳٩۳   کلمات کلیدی: جمع فرهنگیان شاهرود ،شهرستان شاهرود

باسلام ودرود

دیروز سه شنبه مورخه93/10/30 تجمع عده ای ازهمکاران فرهنگی درمقابل اداره شهرستان شاهرود برگزارشد در این تجمع عده ای از همکارن به بیان مشکلات ازجمله :

1-کم بودن حقوق

2-حمایت نکردن اداره از آنان درمقابل توهین دانش آموزان

3-نداشتن صنف و...

4 -نداشتن بانک و...  نداشتن نماینده  نداشتن منشور اخلاقی و...اشاره نمودندخوشمزه


 
معاد در قرآن
ساعت ٩:۱٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۸ دی ،۱۳٩۳   کلمات کلیدی: معاددر قران ،معاد ،بازگشت

عزیزاله بهمن 

کلاس׃1/8

معاد در قرآن

 

مقدمه:

زندگی معجون عجیبی است از غم و شادی ، رنج و راحتی ، یأس و امید و صدها مفهوم متضاد دیگر و انسان موجودی است دو بعدی ، محکوم قوانین دو عالم ماده و معنی ، دنیا با زرق و برق های فریبنده اش آدمی را به خود مشغول می سازد. اکثر آدمیان مجذوب لذت های زودگذر دنیا می شوند و در دام غفلت و فراموشی گرفتار می آیند. چنان سرگرم توقفگاه چند روزی می شوند که سرای ابدی و جاودانه ی خویش را از یاد می برند. و چون شهوات پست دنیوی ، با هدف حکیمانه ی خلقت سازگار نیست. لذت جویان ، هوا پرست ، هرگز به کام دل خویش نمی رسند چرا که هماره یاد سهمگین حقیقت تلخی (برای آنان) بنام مرگ ، عیش و آسایش خیالی آن ها را بر هم می زند و اضطراب و دلهره ی عمیقی بر زندگیشان مستولی می سازد. مرگ ، تنها حقیقت عینی است که بشر ظلوم و جهول با تمام استعدادی که در توجیهه و تفسیر و تکذیب حقیقت ها بر طبق امیال نفسانی خود دارد هرگز نتوانسته است آن را تکذیب نماید. سایه ی مرگ ، بر زندگی سنگینی می کند و هر آن ممکن است بر تمامی آن چیره گردد. این حقیقت انکار ناپذیر بانگ بیدار باشی است برای بشر ، تا در خواب غفلت فرو نرود و بیشتر به « مرگ » و عالم پس از آن بیندیشد و معمای بزرگ زندگی خویش را پاسخ دهد که به راستی آیا مرگ ، حفره ای است به سوی عدم یا دروازه ای ایست رو به حیات ابدی؟ خلجان این پرسش در فکر و جان آدمی دردگز است و آرامش و آسایش واقعی او درگرو یافتن پاسخ متقن به آن است. اینجاست که در راه یافتن پاسخ ، به این نتیجه می رسد که تا مبدأ خویش را باز نیابد به شناخت معاد ، باز نخواهد یافت .

آدمی بالوجدان در می یابد که این عقل ضعیف ، راهی به شناخت عالم ماورای مادّه ندارد و برای شناخت دقیق عالم پس از مرگ باید گوش جان به سروش دلنشین آیات الهی سپارد . پس باید خود را در معرض تابش نور وحی قرار دهیم تا با نور معرفت ، ظلمات وجودمان روشن شود و اضطراب و یأس و سردرگمی زندگیمان ، تبدیل به امید ، ایمان و عشق به حیات ابدی گردد تا بتوانیم خود را برای زندگی جاودانه بسازیم.

« معاد شناسی در قرآن » موضوع کلّی و گسترده ایست که تحقیق آن ، به شایستگی ها و صلاحیت های علمی و تقوایی نیازمند است که بنده به تمام معنی کلمه فاقد آن هستم . لیکن به خاطر علاقه شدید و نیاز مبرمی که در این زمینه داشتم ، این موضوع را انتخاب نمودم . لذا برای جلوگیری از اطاله ی بحث ، اکنون به خاطر تنگی وقت به بررسی کلّی دیدگاه قرآن درباره معاد ، اکتفا می کنیم و تفصیل آن را به وقت دیگر وا می گذاریم .

در قرآن مجید هیچ مسئله ای بعد از توحید به اهمیت مسئله ی معاد نیست . ابتدا کلمه «معاد» را از نظر لغت معنی می کنیم ؛ عده ای گفته اند : معاد مصدر است و به معنای بازگشتن . برخی گفته اند : معاد در اصل ، مَعوَد بوده است ، یعنی محل عود و بازگشتن و آن همان صحنه ی قیامت و محشر است و اگر هم به معنی مصدر بگیریم می تواند به معنای بازگشتن و عودت روح انسان به بدنش باشد . بعضی گفته اند معاد یعنی بازگشت انسان به جای اصلی خود ، جای اصلی او خداست که همه به سوی او باز می گردند .

حدود 1200 آیه درباره ی معاد در مجموع قرآن مجید که قریب یک سوم آیات قرآن را تشکیل می دهد ، آمده است. تقریباً در تمام صفحات قرآن ، بدون استثناء ذکری از معاد به میان آمده ، قرآن جواب های متین و مستحکمی است به سئوالات ظاهر و مقدَّر بشر در طول تاریخ ، به راستی چه جوابی کوبنده تر از این آیه ی شریفه می توان تصور کرد در جواب پاسخ این سئوال که آینده به کجا می رویم؟

شاید بتوان با قدری تسامح ، آیات قرآن را در مورد معاد به سه دسته تقسیم کرد:

آیاتی که وقوع معاد و زندگی پس از مرگ به اثبات می رسد. (نمونه هایی ذکر شد.) - 1

آیاتی که پاسخ شبهات منکرین را در بر دارد. -2

آیاتی که پیرامون عقبات پس از مرگ و ویژگی های بهشت و جهنم و اهل آن است. 3

پس از ذکر اجمالی آیات دسته دوم به آیات دسته سوم می پردازیم که از عالم پس از مرگ را برای ما سخن می گویند :

حَتّی اذا جائِ احدهم الموتُ قال ربّ ارجعونِ لعلّی اعملُ صالحاً فیما ترکتُ کلاّ انّها کلمةٌ هُوَ قائلُها وَ مِن ورائِهم برزخٌ الی یومِ یُبعَثونَ ( مؤمنون / 99 )

از این آیه فهمیده می شود که با فرا رسیدن مرگ پرده از روی چشمان انسان برداشته می شود و تمام وعده های الهی را به عینه مشاهده می کند آن گاه است که از خواب غفلت بیدار می شود و آرزوی برگشت به دنیا می کند تا جبران مافات نماید اما پذیرفته نمی شود. و نیز به وجود عالم برزخ تصریح شده است.

حجت الاسلام محرمعلی چراغی نیا

عزیزاله بهمن  a

کلاس׃1/8

معاد در قرآن

 

مقدمه:

زندگی معجون عجیبی است از غم و شادی ، رنج و راحتی ، یأس و امید و صدها مفهوم متضاد دیگر و انسان موجودی است دو بعدی ، محکوم قوانین دو عالم ماده و معنی ، دنیا با زرق و برق های فریبنده اش آدمی را به خود مشغول می سازد. اکثر آدمیان مجذوب لذت های زودگذر دنیا می شوند و در دام غفلت و فراموشی گرفتار می آیند. چنان سرگرم توقفگاه چند روزی می شوند که سرای ابدی و جاودانه ی خویش را از یاد می برند. و چون شهوات پست دنیوی ، با هدف حکیمانه ی خلقت سازگار نیست. لذت جویان ، هوا پرست ، هرگز به کام دل خویش نمی رسند چرا که هماره یاد سهمگین حقیقت تلخی (برای آنان) بنام مرگ ، عیش و آسایش خیالی آن ها را بر هم می زند و اضطراب و دلهره ی عمیقی بر زندگیشان مستولی می سازد. مرگ ، تنها حقیقت عینی است که بشر ظلوم و جهول با تمام استعدادی که در توجیهه و تفسیر و تکذیب حقیقت ها بر طبق امیال نفسانی خود دارد هرگز نتوانسته است آن را تکذیب نماید. سایه ی مرگ ، بر زندگی سنگینی می کند و هر آن ممکن است بر تمامی آن چیره گردد. این حقیقت انکار ناپذیر بانگ بیدار باشی است برای بشر ، تا در خواب غفلت فرو نرود و بیشتر به « مرگ » و عالم پس از آن بیندیشد و معمای بزرگ زندگی خویش را پاسخ دهد که به راستی آیا مرگ ، حفره ای است به سوی عدم یا دروازه ای ایست رو به حیات ابدی؟ خلجان این پرسش در فکر و جان آدمی دردگز است و آرامش و آسایش واقعی او درگرو یافتن پاسخ متقن به آن است. اینجاست که در راه یافتن پاسخ ، به این نتیجه می رسد که تا مبدأ خویش را باز نیابد به شناخت معاد ، باز نخواهد یافت .

آدمی بالوجدان در می یابد که این عقل ضعیف ، راهی به شناخت عالم ماورای مادّه ندارد و برای شناخت دقیق عالم پس از مرگ باید گوش جان به سروش دلنشین آیات الهی سپارد . پس باید خود را در معرض تابش نور وحی قرار دهیم تا با نور معرفت ، ظلمات وجودمان روشن شود و اضطراب و یأس و سردرگمی زندگیمان ، تبدیل به امید ، ایمان و عشق به حیات ابدی گردد تا بتوانیم خود را برای زندگی جاودانه بسازیم.

« معاد شناسی در قرآن » موضوع کلّی و گسترده ایست که تحقیق آن ، به شایستگی ها و صلاحیت های علمی و تقوایی نیازمند است که بنده به تمام معنی کلمه فاقد آن هستم . لیکن به خاطر علاقه شدید و نیاز مبرمی که در این زمینه داشتم ، این موضوع را انتخاب نمودم . لذا برای جلوگیری از اطاله ی بحث ، اکنون به خاطر تنگی وقت به بررسی کلّی دیدگاه قرآن درباره معاد ، اکتفا می کنیم و تفصیل آن را به وقت دیگر وا می گذاریم .

در قرآن مجید هیچ مسئله ای بعد از توحید به اهمیت مسئله ی معاد نیست . ابتدا کلمه «معاد» را از نظر لغت معنی می کنیم ؛ عده ای گفته اند : معاد مصدر است و به معنای بازگشتن . برخی گفته اند : معاد در اصل ، مَعوَد بوده است ، یعنی محل عود و بازگشتن و آن همان صحنه ی قیامت و محشر است و اگر هم به معنی مصدر بگیریم می تواند به معنای بازگشتن و عودت روح انسان به بدنش باشد . بعضی گفته اند معاد یعنی بازگشت انسان به جای اصلی خود ، جای اصلی او خداست که همه به سوی او باز می گردند .

حدود 1200 آیه درباره ی معاد در مجموع قرآن مجید که قریب یک سوم آیات قرآن را تشکیل می دهد ، آمده است. تقریباً در تمام صفحات قرآن ، بدون استثناء ذکری از معاد به میان آمده ، قرآن جواب های متین و مستحکمی است به سئوالات ظاهر و مقدَّر بشر در طول تاریخ ، به راستی چه جوابی کوبنده تر از این آیه ی شریفه می توان تصور کرد در جواب پاسخ این سئوال که آینده به کجا می رویم؟

شاید بتوان با قدری تسامح ، آیات قرآن را در مورد معاد به سه دسته تقسیم کرد:

آیاتی که وقوع معاد و زندگی پس از مرگ به اثبات می رسد. (نمونه هایی ذکر شد.) - 1

آیاتی که پاسخ شبهات منکرین را در بر دارد. -2

آیاتی که پیرامون عقبات پس از مرگ و ویژگی های بهشت و جهنم و اهل آن است. 3

پس از ذکر اجمالی آیات دسته دوم به آیات دسته سوم می پردازیم که از عالم پس از مرگ را برای ما سخن می گویند :

حَتّی اذا جائِ احدهم الموتُ قال ربّ ارجعونِ لعلّی اعملُ صالحاً فیما ترکتُ کلاّ انّها کلمةٌ هُوَ قائلُها وَ مِن ورائِهم برزخٌ الی یومِ یُبعَثونَ ( مؤمنون / 99 )

از این آیه فهمیده می شود که با فرا رسیدن مرگ پرده از روی چشمان انسان برداشته می شود و تمام وعده های الهی را به عینه مشاهده می کند آن گاه است که از خواب غفلت بیدار می شود و آرزوی برگشت به دنیا می کند تا جبران مافات نماید اما پذیرفته نمی شود. و نیز به وجود عالم برزخ تصریح شده است.

حجت الاسلام محرمعلی چراغی نیا

 

 


 
عربی پایه هفتم
ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳ آذر ،۱۳٩۳   کلمات کلیدی: عربی هفتم

ررررر

                                                         به نام خدا

 نمونه سوال  ارزشیابی درس عربی پایه هفتم  دوره اول متوسطه از درس های 1 تا پایان درس 4

                                                                                                                              تعداد سوال 13 سوال    

1 – گزینه درست را انتخاب نمایید .

الف – بمعنی المحفَظَة :    حقیبَة                     فُندُق

     ب- عمودُ الّدین   :   الصَّبر                      الصَّلاة

    ج – زَمانُ طَویلُ   :   اَلیَوم                       السَنَة 

2 – با توجه به معنی و با استفاده از کلمات داده شده جای خالی را کامل نمایید .

           (  اَلمَرأتانِ  - فَریضَةُ – بِلا )

الف- تِلکَ الشَّجَرَةَ     .......  ثَمَر.  این درخت بدون میوه است .

ب – هاتان ............. مَسرورَتانِ.   این دو خانم ، شادند .

ج – طَلَبُ العِلمِ ،.............. . طلب علم ، واجب است .

3 – متضاد کلمات زیر را از میان کلمات داده شده بیابید .    ( یَوم  - قَریب  - کَثیر – خَیر )

بعید  (              )  لَیل (            )  قَلیل  (                 )  شر (                    )     

4  – کدام ترجمه صحیح است؟

الف – هذانِ الصَّفانِ ، کبیرانِ .               1 – این کلاس ها ، بزرگند .               2 – این کلاس ، بزرگ است .

  ب – هذا ، جبلٌ مرتفعٌ.                 1 – این کوه، بلند است .                2 – این ،کوه بلندی است .

5 – جمع های مکسر را از میان کلمات داده شده بیابید .

    مفاتیح  -  صابرون  - شاکرات  - اَموات  -  مجهولتان  - کُنُوز

6 – با توجه به معنی داده شده از کلمات داده شده جمله بسازید .

الف - مُوَفَّقون/ العلماء / اولئک  - آن دانشمندان ،موفقند                  ب -  هولاء / عاقلاتٌ / طالبات ٌ    - اینان ،دانش آموزانی خردمندند .

7 – در جای خالی گزینه مناسب را قرار دهید .

الف – عباس و هاشم ...........  ( مسروران  - مسرورون  )

ب-  عداوة العاقل ،خیر من .......... الجاهل .    ( صداقة  - مجهول )

ج- العلم ................ من العبادة .   ( امان  - خیر  )

8 – با توجه به تصویر به سوال جواب کامل دهید .                                                                                                        

  هل هنا مدینة ؟                                                                                         

 

9 – نام هر تصویر را زیر آن بنویسید .      لاعِبَ – وَردَة – ولد -  بنتان – صف

                    

    .................                       ..................        .........................         ...................           ...........................

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

10 – با توجه به تصویر جمله صحیح را انتخاب کنید .

   الف-  اولئک مجاهدات                                     ب – اولئک مجاهدون

                                                                                 

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

11 – با توجه به ترجمه های داده شده ، ترجمه هر لغت را در کنار آن بنویسید .

        ( فروشنده  - انگور – باغ -  هفتاد – سخن – کلید )

   کلام  (               ) بستان (                ) بائع (                    )  سبعین  (                  ) عنب (                    ) مفتاح (                  )

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

12 – کدام اسم  اشاره برای مذکر و مونث یکسان بکار می رود ؟   

     هذا                   اولئک                 هذه                        تلک

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

13 – ترجمه کنید و موارد خواسته شده را بنویسید .

  الف – نعمتان  مجهولتان ، الصحة و الامان .  ( دو اسم  مثنی )...................

  ترجمه : ............................................................................

ب – ثمرة هذه الشجرة ، لذیذة . ( یک اسم مونث) .................

ترجمه  : ....................................................................

ج – الکتب ، بساتین العلماء  .  مکسّر جمع یک  )0 ) ...................

 ترجمه :..............................................................                         


 
رنگها در قرآن
ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۱ آذر ،۱۳٩۳   کلمات کلیدی: رنگ خدایی ،زرد ،سبز ،قرمز

 

 رنگ زرد، تحریک کننده فکری است و بر کمبود فکری، روحی مؤثر است و برخی حالات عصبی را آرام می کند شاید به همین خاطر است که این رنگ، برای اتاق مطالعه پیشنهاد شده است رنگ زرد، گرم کننده و از رنگ‌های گرم است و آزمایش‌های روان شناختی،‌ثابت کرده که زرد زیاد، خوشحالی بخش است.

کدام رنگ خدایی است؟

پیرامون مقوله «رنگ در قرآن مجید» کتاب‌ها و مقالاتی نگاشته شده است؛ مانند کتاب «اعجاز اللوّنی فی القرآن الکریم» به قلم دکتر شهید رضا پاک‌نژاد در کتاب «اولین دانشگاه و آخرین پیامبر» که رساله دکترای اوست که در این نوشتار، در چند مورد ادعای اعجاز می‌کند، از جمله در ذیل آیه «69 سوره نحل» که قدرت شفادهندگی عسل را مربوط به رنگارنگ‌بودن مواد اولیه عسل می‌داند و این را اعجاز قرآن می‌شمارد.

وی در ذیل آیات 28 سوره فاطر و 69 سوره بقره نیز معجزه  های  مربوط به رنگ‌شناسی قرآن را می‌آورد. در قرن یازدهم میلادی، بوعلی سینا، پزشک ایرانی، در کتاب قانون،‌با اشاره به کاربرد درمانی رنگ‌ها می‌نویسد: رنگ قرمز، فشارخون را بالا می‌برد و رنگ آبی، آن را پایین می‌آورد و رنگ زرد التهاب و درد را کاهش می‌دهد.
 
رنگ در قرآن

مجموع الفاظ قرآنی که بر رنگ‌ها دلالت دارند، سی و پنج کلمه هستند.

قرآن از رنگ‌های قرمز، زرد، سبز، آبی، سفید و سیاه یاد می‌کند،‌ علاوه بر آن به رنگ معنوی (رنگ خدایی) نیز پرداخته است.

قرآن در بسیاری از آیات عنوان کلی رنگ (الوان) را به کار می‌برد و در مواردی نیز از رنگ‌های گوناگون یاد می‌کند. بنابراین آیات دربرگیرنده رنگ را می‌توان به دو دسته کلی تقسیم کرد:

ا- آیاتی که از واژه «لون» یا «الوان» یا «صِبْغَة» استفاده کرده‌اند.

2- آیاتی که از رنگ‌های مختلف نام برده است.

نویسندگان با توجه به بررسی کلی آیاتی که از عنوان کلی رنگ «لون» یا «الوان»،‌استفاده شده ، می‌نویسند: در این مورد،‌ واژه لون یا جمع آن الوان، نه 9 مرتبه، در هفت آیه، ذکر شده است،‌ هفت مورد به صورت جمع و دو مورد به صورت مفرد آمده است، اما واژه «صِبغه»، دو مرتبه و در آیه 128 بقره به کار برده شده است.

آیاتی که واژه لون یا جمع آن الوان، در آنها به کار رفته شامل: «بقره 69»، «روم 22»، «نحل 13»، «نحل 69»، «فاطر27»، «زمر 21»، «بقره 138» می‌باشد.

با شناخت رنگ ها، قدرت خداوند را بیشتر احساس کنیم!

رنگ‌شناسی از راه‌های خدا‌شناسی است، وقتی انسان به اختلاف رنگ‌ها بیشتر دقت می‌کند، قدرت خدا را بهتر درک می‌کند فخر رازی می‌گوید:

شناسایی انسان نسبت به انسان دیگر،‌یا باید به چشم باشد یا گوش و خدا برای تشخیص گوش،‌اختلاف آوازها و آهنگ‌های صدا و برای تشخیص چشم،‌رنگ‌ها و صورت‌ها و شکل‌های مختلف را آفریده است؛ به گونه‌ای که در تمام دنیا نمی‌توان دو انسان را پیدا کرد که از نظر چهره و آهنگ صدا، ‌از تمام جهت‌ها یکسان باشند. (مکارم شیرازی،‌ تفسیر نمونه ج 16 ص 395).

آنها همچنین خاطرنشان می‌کنند: قرآن مجید، رنگ‌ها را محدود به گل‌ها،‌ میوه‌ها عسل و انسان‌ها نمی‌داند،‌ بنابراین در آیه 13 سوره نحل، می‌فرماید: آنچه را برای شما آفرید، به انواع گوناگون و رنگارنگ درآورد ، نقاش چیره‌دست هستی، پدیده‌ها را متناسب با روح و روان آدمی نقاشی کرد، لذا تنوع رنگ ها، انسان‌ها را از کسالت بیرون می‌آورد و فضایی دل‌پذیر را برای زندگی فراهم می‌سازد. به راستی اگر تمام دنیا،‌ یک‌رنگ بود چه می‌شد؟

دانستن تأثیر روان‌شناختی رنگ ها بر انسان، فهم این دسته از آیات را آسان‌تر می‌سازد و این که در پایان این آیه فرمود: گوناگونی رنگ‌ها،‌نشانه‌ای است برای کسانی که اهل تذکر و تفکر هستند‌،‌ می‌تواند دانشمندان را به سمت تحقیق گسترده‌تر پیرامون آثار رنگ‌ها،‌ رهنمون شود.

تنوع رنگ عسل‌ها،‌از دیگر آیاتی است که واژه الوان را در بر می‌گیرد در آیه 69 سوره نحل، سخن از وحی به زنبور عسل است که چه مسیری راطی می‌کند و ماده‌ای رنگارنگ را تولید می‌کند که شفایی برای مردم است، رنگ‌های مختلف عسل به رنگ  های  مختلف گل‌هایی مربوط است که زنبور از آن بهره می‌برد.

رنگ زرد

قرآن در مورد آثار رنگ زرد به سه مصداق «شادبودن»، «مثل آتش بودن» و پژمردگی و زردی گیاهان می پردازد ؛ در آیه 69 سوره بقره می‌فرماید: « زرد اندک متمایل به پررنگی که ناظرین را به نشاط مسرت می‌رساند...»

رنگ زرد، تحریک کننده فکری است و بر کمبود فکری، روحی مؤثر است و برخی حالات عصبی را آرام می کند شاید به همین خاطر است که این رنگ، برای اتاق مطالعه پیشنهاد شده است رنگ زرد، گرم کننده و از رنگ‌های گرم است و آزمایش‌های روان شناختی،‌ثابت کرده که زرد زیاد، خوشحالی بخش است.

همچنین رنگ زرد باعث افزایش سوخت و ساز بدن است و چون از بقیه رنگ‌ها زودتر دیده می شود، بیشتر از بقیه رنگ ها برای جلب توجه استفاده می شود.

محققان در این زمینه بیان می کنند که : قرآن در آیه 69 سوره بقره که در مورد رنگ «گاو بنی اسرائیل» سخن می‌راند، می‌فرماید: «رنگ آن، بینندگان را شاد می‌کند»، صراحت دارد که مسرت بخش بودن، اثر رنگ زرد گاو است بنابراین قرآن کریم چهارده قرن در این آیه، به اثر شادی آفرین رنگ زرد اشاره و یک قانون کلی درباره تأثیر رنگ‌ها بیان نموده است و این نکته ای است که دانشمندان در قرون اخیر بدان اشاره کرده‌اند.

یکی دیگر از کاربردهای قرآنی رنگ زرد، درباره آتش جهنم است که در آیه 33و32 سوره مرسلات اشاره شده است. در آن آیات می‌فرماید: «که آن آتش شراره‌هایی همچون قصر می‌افکند چنان که گویی خصوصیات آن همچون شتران زرد است». شاید وجه شبه در تشبیه شراره‌های آتش به شتران زرد مو، حرارت و گرمی همراه با درخشش نور خیره‌کننده زرد باشد ، این تشبیه در واقع حکایت از گرما و درخشندگی شراره‌های آتش نیز دارد.

پژمردگی و زردی گیاهان، سومین مصداقی است که نویسندگان طبق آیه 21 سوره زمر به آن می پردازد و می‌نویسند:‌ خداوند در این آیه، رنگ زرد را برای حالت پژمرگی و مرگ به کار برده است که با کاربرد آن در آیه 69 سوره بقره که رنگ زرد را مسرت‌بخش معرفی می‌کند، در تعارض است. گویا این اختلاف تعبیر، به خاطر رنگ‌های زرد است. زرد گاهی سیر و پررنگ و گاهی بی‌حال و کم‌رنگ است. زمانی طلایی رنگ و برخی مواقع هم مایل به قهوه‌ای است که هر کدام آثار مخصوص خود را دارند.

رنگ سبز

رنگ سبر زیباترین رنگی است در قرآن مطرح شده است و در چند آیه به بساط بهشتیان و لباس‌های ابریشمی و حریرهای سبرزنگ آنان اشاره شده است،‌ همچنین گیاهان سبز هم چندبار در قرآن تکرار شده است. رنگ سبر، انتقال‌دهنده شادی، انبساط خاطر و بهجت است و نماد رویش، حیات و زندگی می‌باشد.

 رنگ قرمز

رنگ قرمز انرژی‌دهنده و محرک بسیار قوی است. به گفته بوعلی سینا، فشار خون را بالا می‌برد و جزء رنگ‌های گرم است . به هضم غذا کمک می‌کند و سفره قرمز، اشتها را زیاد می‌کند.

محققان همچنین با توجه به آیه 27 سوره فاطر ادامه می‌دهند: خداوند در این آیه به اختلاف رنگ راه‌ها  و خطوط ایجادشده و رگه‌های کو‌ه ها اشاره می‌کند که گاهی به رنگ قرمزند و این که خدا از میان همه رنگ‌ها، رنگ قرمز را بین سفیدو سیاه ذکر کرده است، شاید به خاطر غلبه آن میان  کوه‌ها باشد و شاید دلایل دیگر داشته باشد که کشف نشده است. به هر حال با اندک تأمل در این آیه، به جایگاه رنگ قرمز در زمین‌شناسی پی می‌بریم، زیرا  کوه‌های سرخ رنگ، منبع عظیم  آتشفشانی  و پیوشته در تلاطم هستند و نماد اصلی این  کوه‌ها، گرم وفعال بودن آنهاست.

 رنگ آبی

چهارمین رنگی که در قران به آن پرداخته شده است رنگ آبی می‌باشد . این رنگ در قرآن سوره طه آیه 102 به معنای حزن و اندوه به کار رفته است.

رنگ آبی در این آیه، دلالت بر ترس و وحشت نمی‌کند، مگر این که با رنگ سیاه ترکیب شود. واژه «زُرْقا»،‌ »آبی پررنگ» است،‌برعکس آبی باز و کم‌رنگ، که همان رنگ آسمان و دریاهاست که بسیار آرام‌بخش است.

قرآن هیچ‌گاه بر خلاف حکم قطعی علم، سخن نمی‌گوید و اگر از نظر علمی رنگ آبی آرام بخش است، مراد رنگ آبی روشن می‌باشد، که قرآن به صراحت درباره آن اظهار نظری نکرده است و اگر قرآن کریم، چهره مجرمان را با آبی، رنگ‌آمیزی می‌کند، مرادش آبی تیره و مایل به سیاه می‌باشد، نه آبی روشن.از این آیه می‌توان استفاده کرد که رنگ آبی تیره، مانند سایر رنگ‌های تیره، غم‌انگیز و شوم است.

رنگ سفید و سیاه در قرآن

رنگ سفید، رنگ طهارت، پاکی، خلوص، خیر و عدالت است و با رنگ‌ سیاه در تعارض است این رنگ ویژگی‌ها و صفات مثبت و پسندیده‌ای را به تصویر می‌کشد و در قرآن، رنگ سفید به صورت صریح در یازده مورد استفاده شده است که در چهار مرتبه به صورت تقابل با رنگ سیاه آمده است.  با توجه به آیات به آیات 106 و 107 سوره آل‌عمران می توان گفت : «سفید» در این آیات، نماد ایمان و سعادت و «سیاه» نشانه جهل و شقاوت و کفر می‌باشد. قرآن برای بیان سعادت مؤمنان، چهره‌ای سفید ازآنان ارائه می دهد و بدبختی کافران را با رنگ سیاه نشان می‌دهد و این به خاطرخواص ویژه این دو رنگ است.

صبغة الله چه رنگی است؟

بررسی واژه «صبغه» در قرآن، از جمله مواردی است که در بحث اعجاز رنگ‌ها مورد کنکاش قرار گرفته است و پژوهش گران با اشاره به آیه 138 سوره بقره بیان می کنند که: قرآن در این آیه می‌فرماید: تنها رنگ خدایی را بپذیریدکه همان رنگ ایمان، توحید خالص و اسلام است و رنگ‌های نژادی، خرافات، نفاق و شرک را از زندگی ظاهری و باطنی خود حذف کنید.

رنگ خدایی، هم‌رنگ با فطرت و منطق است و چشم اولیای خدا را نوازش می‌دهد و خریدار آن خدا و بهای آن بهشت می‌باشد. پس از میان رنگ‌ها،‌ رنگ خدایی بهترین و زیباترین رنگ است «و من احسَنُ من الله صبغة».

البته تا انسان رنگ هوس‌ها، نژادها و قبیله‌ها را کنار نگذارد، نمی‌تواند رنگ وحدت، برادری و تسلیم بپذیرد و رنگ خدایی پیدا کند.

[ سه شنبه بیست و ششم دی 1391 ] [ 9:19 ] [ سلطان زاده ] [ 1 نظر ]

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دبیر:آقای قلی زاده

نویسنده :محمد عباسی نژاد

رر


 
آداب سخن درقرآن
ساعت ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۸ آبان ،۱۳٩۳   کلمات کلیدی: سلام درود ،پرهیزازگناه ،بیان احساسات ،پرهیز از تحقیر

سلام و درود

«إِلاَّ قیلاً سَلاماً سَلاما» «سخنی جز سلام و درود نیست.»[1]

نوع و جنس گفتار ما باید به گونه‌ای باشد که طرف مقابل‌مان اذیت نشود. نوعِ کلام باید حیات بخش باشد و صدمه‌ای به طرف مقابل نرساند.

2- پرهیز از لغو

 «لا یَسْمَعُونَ فیها لَغْواً وَ لا تَأْثیماً» «در آنجا نه بیهوده‌ای می‌شنوند و نه [سخنی] گناه آلود.»[2]

گفتار ما لغو نباشد،‌ حرفی باشد که منفعت عقلایی اعم از معنوی یا مادی بر آن بار شود. گاهی اوقات زیاده‌گویی و تأکید و تکرار می‌تواند لغو باشد.

3- پرهیز از نسبت گناه و خطا به یکدیگر

«لا یَسْمَعُونَ فیها لَغْواً وَ لا تَأْثیماً» «در آنجا نه بیهوده‌ای می‌شنوند و نه [سخنی] گناه‌آلود.»[3]

با گفتارمان، نسبتِ گناه و خطا به یکدیگر ندهیم و فرافکنی نکنیم؛ چون در واقع گرفتار ظلمت نفس شده‌ایم.

4- بیان قاطع در کلام

«وَ قُولُوا قَوْلاً سَدیداً» « ... و سخنی استوار گویید.»‌[4]

گفتار باید قاطع باشد و دیگران را به تردید نیاندازد. مطالب باید مرجع معتبر داشته باشد.

5- بیان احساسات در کلام

«قُلْ أُوحِیَ إِلَیَ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقالُوا إِنَّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباً»‌

«بگو: به من وحی شده است که تنی چند از جنّیان گوش فرا داشتند و گفتند: راستی ما قرآنی شگفت‌آور شنیدیم.» [5] «یَهْدی إِلَی الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ وَ لَنْ نُشْرِکَ بِرَبِّنا أَحَدا»‌ ‌[که] به راه راست هدایت می‌کند. پس به آن ایمان آوردیم و هرگز کسی را شریک پروردگارمان قرار نخواهیم داد.»‌[6]

شگفتی و احساس در کلام بیان شود، و صرف انتقال الفاظ بدون انتقال عواطف کافی نیست. آهنگ کلام باید تغییر کند.

6- پرهیز از تیزی و آزاردهندگی

«وَیْلٌ لِکُلِ هُمَزَةٍ لُمَزَة»‌ «وای بر هر بدگوی عیبجویی.» ‌[7]

در کلام باید از الفاظی استفاده کرده که هم پیام را منتقل کند و هم شنونده اذیت نشود و خدشه‌ای به او وارد نشود، به عبارتی نیش نداشته باشد.

7- پرهیز از تشبیهات نامناسب

«إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبا»‌ «داد و ستد صرفاً مانند رباست.»[8]

تشبیه در کلام نوعی هنر است، باید سعی کنیم تشبیهاتی که در گفتار وارد می‌کنیم صحیح و مناسب باشد، چون تشبیهات نامناسب، منجر به رفتار نامناسب می‌شود.

8- پرهیز از تحقیر دیگران

«وَ إِذْ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ یا أَهْلَ یَثْرِبَ لا مُقامَ لَکُمْ فَارْجِعُوا وَ یَسْتَأْذِنُ فَریقٌ مِنْهُمُ النَّبِیَّ یَقُولُونَ إِنَّ بُیُوتَنا عَوْرَةٌ وَ ما هِیَ بِعَوْرَةٍ إِنْ یُریدُونَ إِلاَّ فِراراً»‌ «و چون گروهی از آنان گفتند: ای مردم مدینه، دیگر شما را جای درنگ نیست، برگردید. و گروهی از آنان از پیامبر اجازه می‌خواستند و می‌گفتند: خانه‌های ما بی حفاظ است» و [لی خانه‌هایشان] بی حفاظ نبود، [آنان] جز گریز [از جهاد] چیزی نمی‌خواستند.» [9]

منافقین به مۆمنین اهل مدینه «یا اهل یثرب» می‌گفتند، یثرب نمادی برای فحشا بوده، ولی پیامبر(ص) فرمودند:‌ «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا» و این گونه، گذشته نامناسب آن‌ها را به رُخشان نکشیدند، پیام صحیح باید عاری از هر گونه تحقیر باشد، با کلام باید استعدادها بارور شود، نه اینکه افراد تحقیر شوند.

9- جملات کلام زیبا باشد

«وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً» «و با مردم [به زبان] خوش سخن بگویید» [10]‌

ظاهر کلام باید زیبا باشد. اصطلاحاتی مثل نَمیری، گم نشو و ... ممکن است با احساس هم بیان شود، ولی بار زیبایی ندارد.

10- پرهیز از پیچیدگی در کلام

«یَفْقَهُوا قَوْلی» «‌[تا] سخنم را بفهمند» [11]

کلام باید رسا و واضح باشد و به صورت شفاف، مطلب را بیان دارد، اما بی‌پروا نباشد.

11- کلام روان باشد

«قَوْلاً مَیْسُوراً» «پس با آنان سخنی نرم بگوی.» [12]

کلام، نرم و روان و راحت و بی‌آزار و بی‌تکلف و دل شادکن باشد.

12- پرهیز از عبارات نامناسب

«لا تَقُولُوا راعِنا وَ قُولُوا انْظُرْنا وَ اسْمَعُوا وَ لِلْکافِرینَ عَذابٌ أَلیم»‌ «نگویید: «راعنا»، و بگویید: «انظرنا»، و [این توصیه را] بشنوید؛ و [گر نه] کافران را عذابی دردناک است.» [13]

«راعنا» در زبان عرب به معنای «مراعات ما را بکن» بود، ولی در زبان یهود به معنای استحمار به کار می‌رفت. خدا گفت:‌ از این عبارت که دیگران برداشت نامناسب دارند استفاده نکنید، به جای آن عبارت متعارف و صحیحی را بیان کنید که ذو وجهین نیست و یک معنا بیشتر از آن اراده نمی‌شود.

13- پرهیز از شکایت

«وَ أَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَهانَن» «و اما چون وی را می‌آزماید و روزی‌اش را بر او تنگ می‌گرداند، می‌گوید: «پروردگارم مرا خوار کرده است.»[14]

خدا گروهی را با وسعت و گروهی را با تنگنا گرفتار می‌کند و در تنگنا، بعضی از نعمات از آن‌ها گرفته می‌شود. در این زمان افراد می‌گویند خدا مرا خوار کرده است، کلام بوی شکایت دارد، این لسان لسان ذم است، خدا مذمتشان می‌کند، کلام باید بوی حمد و ثنا داشته باشد، کلام نباید به نحوی باشد که نواقص ما در آن جلوه‌گر شود. «اً قالُوا هذَا الَّذی رُزِقْنا»‌ «می‌گویند: این همان است که پیش از این [نیز] روزیِ ما بوده.» [15]

14- کلام بار مثبت داشته باشد

«وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّث» «و از نعمت پروردگار خویش [با مردم] سخن گوی.» [16]

کلام نباید بار منفی داشته باشد و دیگران را اذیت کند. مثلاً هر گاه از حضرت آیت‌الله بهجت (ره) حال کسالتشان را می‌پرسیدند، ایشان می‌گفتند:‌ حال قسمت‌های سالم بدنم را بپرسید. این پاسخ بار مثبت دارد.

15- پرهی ز از شلوغ کاری در کلام

«وَ لا تَمْنُنْ تَسْتَکْثِر»‌ «و منت مگذار و فزونی مَطَلب.» [17]

گاهی در کلام، مطلبی را آنقدر بزرگ جلوه می‌دهیم که گویا ساعت‌ها برای دریافت آن وقت گذاشته‌ایم و زحمت کشیده‌ایم، در این زمان سخن ما با منت همراه می‌شود و منت، ناگوار است.

6- تعادل در کلام

«وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتیلاً»‌ «یا بر آن [نصف] بیفزای و قرآن را شمرده شمرده بخوان.» [18]

نحوه تکلم نباید چندان تند باشد که بعضی کلمات خورده شود و نامفهوم گردد و نباید چندان با فاصله باشد که جاذبه‌ای در آن نباشد.

17- پرهیز از درخواست نامناسب در کلام

«فَقالُوا رَبَّنا باعِدْ بَیْنَ أَسْفارِنا وَ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَجَعَلْناهُمْ أَحادیثَ وَ مَزَّقْناهُمْ کُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّ فی ذلِکَ لَآیاتٍ لِکُلِّ صَبَّارٍ شَکُور» «تا گفتند: پروردگارا، میان [منزل‌هایی] سفرهایمان فاصله انداز.» و بر خویشتن ستم کردند. پس آن‌ها را [برای آیندگان، موضوع] حکایت‌ها گردانیدیم، و سخت تارومارشان کردیم؛ قطعاً در این [ماجرا] برای هر شکیبای سپاسگزاری عبرت‌هاست.»‌[19]

جریان دو شهری است که چسبیده به یکدیگر بودند. مردم آن دو شهر می‌گفتند چه خبر است که هر روز شما را ببینیم. از قدیم گفتند دوری و دوستی، اگر گاهی یکدیگر را نبینیم، دلمان برای هم تنگ می‌شود. میان آن دو شهر فاصله افتاد و آن‌ها تکه تکه شدند. پس باید به درخواست‌هایمان توجه داشته باشیم و از درخواست نامناسب بپرهیزیم، زیرا کلام، تیز و برنده است و اثر می‌گذارد.


 
← صفحه بعد